امروزه عنصر مخاطب یا همان پیام گیرنده نقشی تعیین کننده در هدف گذاری، برنامه ریزی و اجرای سیاست های سیستم های ارائه دهنده خدمات دارد.ارزش گذاری به این پایه تعیین کننده و ارتباط با وی بی شک امری مغفول در سیستم کشور ماست. واژه ای که شاید معادل "تکریم ارباب رجوع" در ادارات باشد.
نوروز در راه است و پشت بند آن سفرهای نوروزی مردم هم آغاز می شود. از آن جایی که این بالاشهری ها و بورژوامآبها جانشان برای این سفرها در می رود و سفر محمل خوبی برای تلاقی دو قشری است که طی دودهه اخیر شکافت عمیق فرهنگی بینشان ایجاد شده و از آنجایی که برخی از مشمولین این قشر شیک و مدرن احتمالا مانند آن نقاش تخیلی هنوز هم در توهمات انتخاباتی و مبارزاتی(!) خود باقی هستند، پیشنهاد بسیار خوبی برای مردمان شهرستانها و شهرها و روستاها دارم تا بتوانند این درد جانکاه آن مرفهین را مداوا نمایند.
ز همان آغاز برنامه «دیروز، امروز، فردا» دو جبهه ی در دو سوی برنامه شکل گرفتند. در سویی تحسین ها و تشویق های غرور انگیزی بود که روح طراوت و سرزندگی را در ما می دمید و افق های آینده را برایمان شعف انگیزتر از پیش می نمود و در سوی دیگر انبوهی از یادداشت ها و اظهارنظر های تند و آمیخته با عصبانیت عده ای که نشان از یک هراس و دلهره ی عمیق داشت. در سویی عموم مردم و علی الخصوص جوانان و دانشجویان پرشور انقلابی و در جبهه ی مقابل بسیاری از به اصطلاح «خواص» و «نخبگان» علی الخصوص از نوع مردود و مشروط شده شان!
یکی از الطاف خفیه ی فتنه اخیر خودجوش شدن ملت بود. در هر زمینه ای هر کسی هر کاری که از دستش بر آمد انجام داد و این یک پوست اندازی به موقع و بجا برای نسل سوم بود. نسلی که خیلی ها انتظار انقلابی گری و پای کار بودن را از آن نداشتند اما هر کس که به هر اندازه احساس دغدغه کرد به میدان آمد. کلیپ، پوستر، طنز و ... حداقل این اقدامات بود اما به نظرم یکی از مواردی که به شدت مغفول مانده جمع آوری این کارها به صورت منظم و تشکیل آرشیوهای حداقلی از آنهاست.
آنقدر پس از شنیدن حرفهای فلاحیان به هم ریخته ام که نتوانستم خودم را قانع کنم تا از نوشتن این مطلب بگذرم و یا حتی نوشتن آن را به صبح موکول کنم. حقیقتا اول برنامه که یامین پور گفت از خدا می خواهد تا از پس این موضوع حساس به خوبی برآید فکر نمی کردم فلاحیان طوری حرف بزند که نه تنها موضوع اصلی برنامه بسوزد که حتی با گفتن حرفهای نامربوطش، بحث دیگری را به میان بکشد و ثابت کند می توان سالها وزیر اطلاعات بود
اکنون که گرد وغبار انتخابات و حوادث پس از آن فرو نشسته است با نگاه مجدد به مواضع، سخنرانی ها، مناظره ها و فیلم های انتخاباتی، راحت تر می توان به تحلیل موضوع پرداخت وعامل اصلی فتنه ها را شناخت.
اقدام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اعلام عدم صلاحیت صانعی برای مرجعیت اگر چه واگوییِ خواست حوزه های علمیه و عالمان دین بود، اما مثل همیشه فرصتی را فراهم کرد تا آنان که بغض جامعه مدرسین را در سینه دارند، به این نهاد انقلابی بتازند.